غزل شمارهٔ ۱۶۰ - دنیای دل

چند بارد غم دنیا به تن تنهایی

وای بر من تن تنها و غم دنیایی

تیرباران فلک فرصت آنم ندهد

که چو تیر از جگر ریش برآرم وایی

لاله ئی را که بر او داغ دورنگی پیداست

حیف از ناله معصوم هزارآوایی

آخرم رام نشد چشم غزالی وحشی

گر چه انگیختم از هر غزلی غوغایی