شمارهٔ ۵۶

شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه

چون روان بر سر کویت نبود پای همه

بر آتش که شده کوی تو جای همه کس

وای اگر بر دل گرم تو بود جای همه

آنچه در آینهٔ روی تو من می‌بینم

گر ببیند همه‌کس وای من و وای همه

آه من در صف عشاق به گردون شده آه

گر چنین دود کند آتش سودای همه