غزل شمارهٔ ۱۰۰

بیا ای جان نو داده جهان را

ببر از کار عقل کاردان را

چو تیرم تا نپرانی نپرم

بیا بار دگر پر کن کمان را

ز عشقت باز طشت از بام افتاد

فرست از بام باز آن نردبان را

مرا گویند بامش از چه سویست

از آن سویی که آوردند جان را