غزل شمارهٔ ۱۰۳

دل و جان را در این حضرت بپالا

چو صافی شد رود صافی به بالا

اگر خواهی که ز آب صاف نوشی

لب خود را به هر دردی میالا

از این سیلاب درد او پاک ماند

که جانبازست و چست و بی‌مبالا

نپرد عقل جزوی زین عقیله

چو نبود عقل کل بر جزو لالا