قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح خواجه ایرانشاه

ای ز آواز و جمال تو جهان پر طربی

وز پی هر دو شده جان و دلم در طلبی

چشم و گوش همه از لحن و رخت پر در و گل

پس چرا قسمتم از هر دو عنا و تعبی

گر ز آهن دل من در کف تو گشت چو موم

ور چو یعقوب ز عشق تو کنم واهربی

ناید از خود عجبم زان که به آواز و به روی

داری از یوسف و داوود پیمبر نسبی