قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح ابوبکربن محمد

ای کس به سزا وصف تو ناکرده بیانی

حیران شده از ذات لطیف تو جهانی

ذاتت نه مکان گیر ولیکن ز تصرف

خالی نه ز آیات تو یک لحظه مکانی

بردیده نهان ذات تو از کشف ولیکن

پوشیده نه بر علم قدیم تو نهانی

از شوق تو در دیدهٔ جویان تو ناری

در عدل تو در سینهٔ اعدات دخانی