غزل شمارهٔ ۱۱۱

برای تو فدا کردیم جان‌ها

کشیده بهر تو زخم زبان‌ها

شنیده طعنه‌های همچو آتش

رسیده تیر کاری زان کمان‌ها

اگر دل را برون آریم پیشت

ببخشایی بر آن پرخون نشان‌ها

اگر دشمن تو را از من بدی گفت

مها دشمن چه گوید جز چنان‌ها