شمارهٔ ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمان

ای عمیدی که باز غزنین را

سیرت و صورتت چو بستان کرد

باز عکس جمال گلفامت

حجرهٔ دیده را گلستان کرد

باز نطق زبان در بارت

صدف عقل را در افشان کرد

خاطر دوربین روشن تو

عیب را پیش عقل عنوان کرد