شمارهٔ ۸۳

مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید

به رنج بردن تو چرخ زی تو نگراید

چو روزگار فرو بست تو از آن مندیش

که آنگهی که بباید گشاد بگشاید

چو بسته‌های زمانه گشاده خواهد گشت

چنان گشاید گویی که آن چنان باید

وگر نیاز برد نزد همچو خویشتنی

از آن نیاز اسیر و ذلیل باز آید