غزل شمارهٔ ۱۲۱

چون خانه روی ز خانه ما

با آتش و با زبانه ما

با رستم زال تا نگویی

از رخش و ز تازیانه ما

زیرا جز صادقان ندانند

مکر و دغل و بهانه ما

اندر دل هیچ کس نگنجیم

چون در سر اوست شانه ما