غزل شمارهٔ ۱۲۴

ساقی تو شراب لامکان را

آن نام و نشان بی‌نشان را

بفزا که فزایش روانی

سرمست و روانه کن روان را

یک بار دگر بیا درآموز

ساقی گشتن تو ساقیان را

چون چشمه بجوش از دل سنگ

بشکن تو سبوی جسم و جان را