شمارهٔ ۱۶۵

ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده

واقف شده بر معرفت خرقه و خورده

بر ظاهر خود نقش شریعت بگشادم

در باطن خود حرف حقیقت بسترده

با هستی خود نرد فنا باخته بسیار

صد دست فزون مانده و یک دست نبرده

در آرزوی کوی خرابات همه سال

اول قدم از راه خرابی بسپرده