شمارهٔ ۱۹۴ - در رثاء

تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی

وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی

تا دیدهٔ چون نرگس ما بینی در خاک

از خون دل ما شده چون لاله ستانی

تا دو لب پر گوهر ما بینی در خاک

در گور چو پر خاک یکی غالیه دانی

تا قامت چون تیر مرا بینی در گل

چفته شده و خشک چو بی‌توز کمانی