شمارهٔ ۳۸ - در مرثیه فرماید

آه کامسال اندرین بستان سرای

دهر هر گل را که بهتر دید چید

واندرختی را که خوش‌تر بود پار

چرخ ناخوش خوی از بی‌خش برید

وانکه در برداشت تشریف قبول

دست مرگ اول لباس او برید

لاجرم زان پیشتر کاید ز شیب

شاه راه عمر را پایان پدید