شمارهٔ ۴۴ - وله ایضا

ای چراغ منتظر سوزان که می‌باید مرا

بهر برخورداری از هر وعده‌ات عمری دگر

وی خدیو صبر فرمایان که می‌باید تو را

بینوائی بر در از ایوب صبر اندوزتر

با وجود آن که دست درفشانت مسرفی است

کز عطای اوست کان در خوف و دریا در خطر

در بنای مستقیم الجود میریزد مدام

از نی کلکت شکر همچون نبات از نیشکر