شمارهٔ ۴۸ - وله ایضا

محیط دولت اقبال خواجه میر حسن

که بود تاجر فرزانه‌ای چو او نادر

چو بی‌ثباتی ویرانهٔ جهان دانست

زدود نقش فریبش ز صفحهٔ خاطر

وزین سراچه فانی قدم کشید و رسید

ز سیر عالم باقی به نعمت وافر

چو خواست دل که برد ره به گنج تاریخش

وزین مقوله شود نکته‌ای بر او ظاهر