غزل شمارهٔ ۱۴۱
جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا
آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا
چون تو آیی جزو جزوم جمله دستک میزنند
چون تو رفتی جمله افتادند در افغان چرا
با خیالت جزو جزوم میشود خندان لبی
میشود با دشمن تو مو به مو دندان چرا
بی خط و بیخال تو این عقل امی میبود
چون ببیند آن خطت را میشود خط خوان چرا