شمارهٔ ۱
مرا شاه بالای خواجه نشانده است
از آن خواجه آزرده برخاست از جا
چه بایستش آزردن از سایهٔ حق
که نوری است این سایه از حق تعالی
نه زیر قلم جای لوح است چونان
که بالای کرسی است عرش معلا
نداند که از دور پرگار قدرت
بود نقطهٔ کل بر از خط اجزا
مرا شاه بالای خواجه نشانده است
از آن خواجه آزرده برخاست از جا
چه بایستش آزردن از سایهٔ حق
که نوری است این سایه از حق تعالی
نه زیر قلم جای لوح است چونان
که بالای کرسی است عرش معلا
نداند که از دور پرگار قدرت
بود نقطهٔ کل بر از خط اجزا