شمارهٔ ۲۸ - در مدح جمال الانام حسام الدین

دوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان

سیماب‌وار زین سوی چاه زمین گریخت

مه را گرفته دیدم گفتم ز تیغ میر

جرم فلک پس سپر آهنین گریخت

لرزان ستارگان ز حسام حسام دین

چون سگ گزیده‌ای که ز ماء معین گریخت

سیمرغ دولت از فزع دیو گوهران

در گوهر حسام سلیمان نگین گریخت