شمارهٔ ۴۴ - در ذم غرور به مال

مشو خاقانیا مغرور دولت

که دولت سایهٔ ناپایدار است

به دولت هر که شد غره چنان دان

که میدانش آتش و او نی‌سوار است

چو صبح است اول و چون گل به آخر

که این کم عمر آن اندک قرار است

به رنگی کز خم نیلی فلک خاست

مشو خرم که رنگ سوگوار است