شمارهٔ ۵۲

تا به غربت فتاد خاقانی

یکدری خانه‌ایش زندان است

نه درون ساختنش توفیق است

نه برون تاختنش امکان است

روی چون عنکبوت در دیوار

پس سنگی چو مور پنهان است

پاسبانش برون در قفل است

پرده دارش درون کلیدان است