شمارهٔ ۱۱۳

مبر ای خواجه آب خاقانی

که زوال آب عمر تو ببرد

هرکه برگش دهد شکستن دل

بشکند شاخ عمر و بر نخورد

چون به نیکان کسی بد اندازد

بدش افتد چو نیک درنگرد

رگ چشم حیا کسی که برید

رگ جان بقاش اجل ببرد