شمارهٔ ۱۸۸

خاقانیا به تقویت دوست دل مبند

وز غصهٔ نکایت دشمن جگر مخور

چون شد تو را یقین که بد و نیک ز ایزد است

بر کس گمان به دوستی و دشمنی مبر

ای مرد دوستان چه و از دشمنان چه باک

آنجا که حق به عین قبولت کند نظر

بر هیچ دوست تکیه مزن کو به عاقبت

دشمن نماید و نبرد دوستی بسر