شمارهٔ ۱۹۴ - در حق مادر خویش

ای ریزهٔ روزی تو بوده

از ریزش ریسمان مادر

خو کرده به تنگنای شروان

با تنگی آب و نان مادر

زیر صلف کسی نرفته

جز آن خدای و آن مادر

افسرده چو سایه و نشسته

در سایهٔ دوکدان مادر