شمارهٔ ۲۷۱
کو نزل عاشقان که منزل رسیدهایم
جان نورهان دهیم که نادیده دیدهایم
آزاده رسته از در دربند حادثات
رستی خوران به باغ رضا آرمیدهایم
چون چار هفته مه که به خورشید درخزد
یک هفته زیر سایهٔ خاصان خزیدهایم
بیجوش خون چو موکب ساغر گذشتهایم
بیچتر زر چو لشکر آتش دویدهایم