شمارهٔ ۲۷۴

در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم

الصبوح ای دل که از کار دو عالم فارغیم

کم زدیم و عالم خاکی به خاکی باختیم

و آن دگر عالم گرو دادیم و از کم فارغیم

عقل اگر در کشت‌زار خاک آدم ده کیاست

ما چنان کز عقل بیزاریم از آدم فارغیم

خاک عشق از خون عقلی به که غم‌بار آورد

ما که ترک عقل گفتیم از همه غم فارغیم