شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواط

رشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی

پری به پوست همی دان که بس گران جانی

گه شناس قبول از دبور بی‌خبری

گه تمیز قبل از دبر نمی‌دانی

سخنت را نه عبارت لطیف و نه معنی

عروس زشت و حلی دون و لاف لامانی

زنی به سخره برآمد به بام گلخن و گفت

که دور چشم بد از کاخ من به ویرانی