قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح بهرامشاه

نه از اینجا نه از آنجا دل من برد مهی

زین گهر خنده نگاری و شکر بوسه شهی

زین جهانساز ظریفی و جهانسوز بتی

زین جگر خوار شگرفی و دلاویز مهی

مه که باشد که همی هر شب و هر روز کند

آفتابش رهی و کوکب سیاره خهی

دید رضوان به خرابیش ز یک روز چو گنج

به عجب گفت همی کینت نکو جایگهی