شمارهٔ ۲۸ - در عزت نفس

گویند سعدیا به چه بطال مانده‌ای

سختی مبر که وجه کفافت معینست

این دست سلطنت که تو داری به ملک شعر

پای ریاضتت به چه در قید دامنست؟

یکچند اگر مدیح کنی کامران شوی

صاحب هنر که مال ندارد تغابنست

بی‌زر میسرت نشود کام دوستان

چون کام دوستان ندهی کام دشمنست