غزل شمارهٔ ۱۸۸

بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی

هر صورت خیالت از وی شدست پیدا

هر جا که چشمه باشد باشد مقام پریان

بااحتیاط باید بودن تو را در آن جا

این پنج چشمه حس تا بر تنت روانست

ز اشراق آن پری دان گه بسته گاه مجری

وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور

هم پنج چشمه می‌دان پویان به سوی مرعی