غزل شمارهٔ ۱۹۹

ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا

شاد آمدیت از سفر خانه خدا

روز از سفر به فاقه و شب‌ها قرار نی

در عشق حج کعبه و دیدار مصطفا

مالیده رو و سینه در آن قبله گاه حق

در خانه خدا شده قد کان آمنسا

چونید و چون بدیت در این راه باخطر

ایمن کند خدای در این راه جمله را