قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح صدر کمال‌الدین عارض

ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی

نام تو بهین وصف سپیدی و سیاهی

ای چهرهٔ ملک از قلم کاه‌ربایت

لعلی که چو یاقوت نترسد ز تباهی

تا جاه عریض تو بود عارض این ملک

گردون بودش عرصه و سیاره سپاهی

مسعودی و در دادن اقطاع سعادت

چون طالع مسعود تویی آمر و ناهی