شمارهٔ ۷ - در التماس شراب

ایا صدری که از روی بزرگی

فلک را نیست با قدر تو بالا

خجل از قدر و رایت چرخ و انجم

غمی از دست و طبعت ابر و دریا

کله با همتت بنهاده کیوان

کمر در خدمتت بربسته جوزا

ثریا با علو همت تو

به نسبت چون ثری پیش ثریا