شمارهٔ ۶۶

تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت

که ز آمد شد خدمت عصبم رنجورست

چون چنان شد که به هر گام دوره بنشیند

گر به خدمت نرسد در دو جهان معذورست

همه جور من از این کهنه دو صندوق تهیست

که به پریش گمان همه کس مغرورست

خانه چون خانهٔ بوبکر ربابیست ولیک

اندرو هیچ طرب نیست که بی‌طنبورست