غزل شمارهٔ ۲۱۷

چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا

که برگشاید درها مفتح الابواب

که نزل و منزل بخشید نحن نزلنا

که دانه را بشکافد ندا کند به درخت

که سر برآر به بالا و می فشان خرما

که دردمید در آن نی که بود زیر زمین

که گشت مادر شیرین و خسرو حلوا