شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گوید

ای زتو بنهاده کلاه منی

هر که نیاید کلهش از دو برد

نام تو اوراق سعادت نبشت

جاه تو الواح نحوست سترد

ازخلفات ذات دویم چون برفت

نام مبارک پدرت را سپرد

جز تو کرا در صف عرض جهان

عارض تقدیر جهانی شمرد