شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند

ای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار

نعل اسبت اختران در گوش نه گردون کنند

آفتاب رای و ابر دست گوهربار تو

آز را از بی‌نیازی جاودان قارون کنند

لمعهٔ رخسار جاه و عکس اشک دشمنت

کهربا را چون عقیق از خاصیت گلگون کنند

بنده را شاگرد خوارزمی است شیطان هیکلی

کان چنان هیکل نه در کوه و نه در هامون کنند