غزل شمارهٔ ۲۴۱

نرد کف تو بردست مرا

شیر غم تو خوردست مرا

گشتم چو خلیل اندر غم تو

آتشکده‌ها سردست مرا

در خاک فنا ای دل بمران

کز راندن تو گردست مرا

می‌ران فرسی در گلشن جان

کز گلشن جان وردست مرا