شمارهٔ ۳۳۸ - در عذر غیبت از مجلس مخدوم

من بدعهد را چه می‌گویی

هرچه گویی سزای آن هستم

حاکم ار جرم من بود مردم

داور ار لطف تو بود جستم

لطف باری بریده باد از من

تا به خدمت چرا نپیوستم

می‌ندانم ز پای سر زین غم

تا برفت آن سعادت از دستم