شمارهٔ ۳۵۴ - در شکر تشریف

خدایگان وزیران و پادشاه صدور

که با نفاذ تو هست از قضا فراموشم

یکی ز آتش جور سپهر بازم خر

که از تجاوز او همچو دیگ می‌جوشم

عجب مدار که امروز مر مرا دیدست

در آن لباچه که تشریف داده‌ای دوشم

ز بهر خسرو سیارگان همی خواهد

که عشوه‌ای بخرم وان لباچه بفروشم