شمارهٔ ۴۲۴ - شراب خواهد

ای بر سر سروران یگانه

بحر کرم تو بی‌کرانه

سیمرغ جلالت تو کرده

بر قبهٔ عرش آشیانه

می‌گیر جهان به روی خنجر

می‌بخش به پشت تازیانه

گر قصهٔ بنده را کنی گوش

آن سود ترا بود زیان نه