غزل شمارهٔ ۲۵۵

خیز صبوحی کن و درده صلا

خیز که صبح آمد و وقت دعا

کوزه پر از می کن و در کاسه ریز

خیز مزن خنبک و خم برگشا

دور بگردان و مرا ده نخست

جان مرا تازه کن ای جان فزا

خیز که از هر طرفی بانگ چنگ

در فلک انداخت ندا و صدا