غزل شمارهٔ ۲۹۲
زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب
زان نور همه عالم هر شیوه همینالم
تا بشنود احوالم ای دوست مخسب امشب
گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی
زین عیش همیمانی ای دوست مخسب امشب
یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری
از ما چه خبر داری ای دوست مخسب امشب