غزل شمارهٔ ۳۰۸

خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب

تا سجده‌های شکر کند پیشت آفتاب

دامان تو گرفتم و دستم بتافتی

هین دست درکشیدم روی از وفا متاب

گفتی مکن شتاب که آن هست فعل دیو

دیو او بود که می‌نکند سوی تو شتاب

یا رب کنم ببینم بر درگه نیاز

چندین هزار یا رب مشتاق آن جواب