غزل شمارهٔ ۳۳۷

ببستی چشم یعنی وقت خواب است

نه خوابت آن حریفان را جواب است

تو می‌دانی که ما چندان نپاییم

ولیکن چشم مستت را شتاب است

جفا می‌کن جفاات جمله لطف است

خطا می‌کن خطای تو صواب است

تو چشم آتشین در خواب می‌کن

که ما را چشم و دل باری کباب است