غزل شمارهٔ ۳۳۸

سماع از بهر جان بی‌قرارست

سبک برجه چه جای انتظارست

مشین این جا تو با اندیشه خویش

اگر مردی برو آن جا که یارست

مگو باشد که او ما را نخواهد

که مرد تشنه را با این چه کارست

که پروانه نیندیشد ز آتش

که جان عشق را اندیشه عارست