غزل شمارهٔ ۳۶۰

ایا ساقی تویی قاضی حاجات

شرابی ده که آرد در مراعات

چنان گشتم ز مستی و خرابی

که نشناسم اشارات از عبارات

پدر بر خم خمرم وقف کردست

سبیلم کرد مادر بر خرابات

دو گوشم بست یزدان تا رهیدم

ز حال دی و فردا و خرافات