غزل شمارهٔ ۳۶۹

در شهر شما یکی نگاریست

کز وی دل و عقل بی‌قراریست

هر نفسی را از او نصیبیست

هر باغی را از او بهاریست

در هر کویی از او فغانیست

در هر راهی از او غباریست

در هر گوشی از او سماعیست

هر چشم از او در اعتباریست