غزل شمارهٔ ۳۸۲

ای از کرم تو کار ما راست

هر جای که خرمی‌ست ما راست

عاشق به جهان چه غصه دارد

تا جام شراب وصل برجاست

هر باد چغانه‌ای گرفته

کو منتظر اشارت ماست

هر آب چو پرده دار گشته

اندر پس پرده طرفه بت‌هاست