غزل شمارهٔ ۴۰۲

نقش بند جان که جان‌ها جانب او مایلست

عاقلان را بر زبان و عاشقان را در دلست

آنک باشد بر زبان‌ها لا احب الافلین

باقیات الصالحات است آنک در دل حاصلست

دل مثال آسمان آمد زبان همچون زمین

از زمین تا آسمان‌ها منزل بس مشکلست

دل مثال ابر آمد سینه‌ها چون بام‌ها

وین زبان چون ناودان باران از این جا نازلست